|
حنظله غفوری برخاسته از کرتان
|
╬═╬ طبقه بندی: سرگرمی، برچسب ها: پایین، [ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم. این شیرماده پس از شکار آهو متوجه می شودکه شکارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد" اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است..
و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.
طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: شیر، [ چهارشنبه 28 دی 1390 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
اگر خود را برای آینده آماده نسازیدبزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید . . . . . . دیروز چک باطله است فردا چک وعده ای است امروز است که تنها نقدینه شماست آن را عاقلانه هزینه کنید . . . . . . اولین قدم مثبتی که میتونید بردارید این است که منفی نباشید . . . . . . اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . . . . . گر گرد کسی بسیار گردی گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . . . . . . عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . . . . . نود و نه درصد ازنگرانیهای ما در زندگی هرگز اتفاق نمی افتد . . . (دیل کارنگی) . . . باز هم بلند شو ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است . . . . . . شاید "درد" را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد اما "درمان" که نباشی "نامرد" می شوی . . . . . . گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم . . . (جبران خلیل جبران) . . . اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان ولی اگر دوست میخواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند . . . (دیل کارنگی) . . . جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی کند باید مُرد تا قهرمان شد . . . . . . خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش آفریننده ی لبخند زندگی در چهره ی دیگران باشد . . . . . . به ندای قلبت گوش بسپار ، قلبت همه چیز را می داند زیرا قلب توهمان جایست که گنجه ات در آن نهفته است . . . . . . وقتی با دوستانت دعوا میکنی تازه میفهمی آنها چقدر از اسرارت باخبرند . . . . . . اگر وجود خدا باورت بشه،خدا واسه باورت یک نقطه میزاره یاورت میشه . . . . . . اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت . . . (خلیل جبران) . . . ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند . . . (مونتسکیو) . . . افکار عمومی جایگاه آدمها را مشخص می کنند نه بر تخت نشینان . . . حکیم ارد بزرگ . . . تردیدها به ماخیانت می کنند تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم . . . (شکسپیر) . . . یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است . . . (مولیر) . . . آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می گویید . . . (حکیم بزرگمهر) . . . بخشندگی ، انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است . (مارک تواین) . . . فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم! طبقه بندی: جملات زیبا، برچسب ها: جملات زیبا..، [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
♦ ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی ♦ آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند ♦ مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید . ♦ رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد ♦ هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید ♦ اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی ♦ معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد ♦ بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد ♦ شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم ♦ آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک ♦ از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند ♦ عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند ♦ به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند ♦ انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد ♦ ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار ♦ زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند ♦ چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری ♦ رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری ♦ اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند ♦ هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند ♦ چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. ♦ اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط طبقه بندی: جملات زیبا، برچسب ها: جملات زیبا، [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
زندگی یک اثر هنریست ، نه یک مسئله ی ریاضی . طبقه بندی: اس ام اس، برچسب ها: اس ام اس، [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
یا میدانستید که ایرانی ها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نمیخورند ؟ 12345678987654321 خواهد شد ؟ (از شگفتی های ریاضی) طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: ایا می دانید، [ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
علی مطهری در نامهای به وزارت کشور نسبت به رد صلاحیتش اعتراض کرد و عدم التزامش به اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه را رد کرد. به گزارش خبرآنلاین، متن کامل نامه علی مطهری به وزارت کشور به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم هیئت اجرایی مركز حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلام شهر با اهداء سلام، عطف به نامه شماره 395/1/909 مورخ 19/10/90 آن هیئت، مستندات رد صلاحیت اینجانب یعنی بند 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به چهار جزء تحلیل می شود كه ذیلا همراه پاسخ هر یك ذكر می گردد:
علاوه بر این، ولی فقیه، انتقادپذیر و در مقابل مردم پاسخگوست همچنان كه مقام رهبری بارها به انتقادات با روی باز پاسخ داده اند و از هرگونه بت سازی و تملق و چاپلوسی بیزارند، و در تاریخ 17 مهر 86 نیز فرمودند:« البته نباید با مسئولان مبارزه و دشمنی كرد، اما این حرف به معنای انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسئولان متخلف از جمله رهبری نیست، چرا كه می توان در عین صفا و دوستی انتقاد هم كرد.» بالاتر این كه امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود « از من در خفا و علن انتقاد كنید» و خود به انتقاد و حتی توهین منتقدین و معترضین با روی گشاده پاسخ می دادند. بنابراین اینجانب به ولایت مطلقه فقیه با برداشت درست از آن وفادارم و بخشی از مشكلات كشور را ناشی از برداشت غلط برخی دوستان نادان انقلاب از این اصل مترقی می دانم. البته وفاداری و التزام عملی اینجانب به اصل ولایت فقیه به آن شدت نیست كه یازده روز در مقابل حكم ابقای وزیر اطلاعات مقاومت و خانه نشینی كنم و یا بر تعبیر «بیداری انسانی» در مقابل «بیداری اسلامی» درباره نهضتهای اجتماعی منطقه اصرار بورزم. به هر حال این روش هیئت اجرایی كه ظاهرا برخی اعضای آن به جای آنكه معتمدان مردم باشند معتمدان دولت هستند یادآور نوع برخورد كلیسای كاتولیك در قرون وسطی با مردم است كه منجر به رویگردانی مردم اروپا از دین و ایمان شد و این رویگردانی همچنان ادامه دارد. با تقدیم احترام علی مطهری 22/10/90 طبقه بندی: خبر، برچسب ها: علی مطهری، [ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
عمویم چرا نیامد؟ فرمود: شهید گردید.
(( برادر عباس پس از تو ما دیگر احترامى نداریم . )) طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: سقا، [ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
کلینى به سند معتبر از حضرت جعفر بن محمدالصادق صلواتالله علیه روایت کرده است که: پادشاهى در میان بنىاسرائیل بود، و آن پادشاه قاضیى داشت، و آن قاضى برادرى داشت که به صدق و صلاح موسوم بود. و آن برادر، زن صالحهاى داشت که از اولاد پیغمبران بود. و پادشاه شخصى را مىخواست که به کارى بفرستد. به قاضى گفت که: مرد قابل اعتمادی را طلب کن که به آن کار بفرستم. قاضى گفت که: کسى معتمدتر از برادر خود گمان ندارم. پس برادر خود را طلبید و تکلیف آن امر به او نمود. او ابا کرد و گفت: من زن خود را تنها نمىتوانم گذاشت. قاضى بسیار تلاش و اصرار کرد. ناچار پذیرفت و گفت: اى برادر! من به هیچ چیز تعلق خاطر ندارم مگر همسرم، و خاطر من بسیار به او متعلق است. پس تو به جای من مواظب او باش و به امور او برس، و کارهاى او را بساز تا من برگردم. قاضى قبول کرد و برادرش بیرون رفت. و آن زن از رفتن شوهر راضى نبود. پس قاضى به مقتضاى وصیت برادر، مکرر به نزد آن زن مىآمد و از حوایج آن سؤال مىنمود و به کارهاى او اقدام مىنمود. و محبت آن زن بر او غالب شد و او را تکلیف زنا کرد. آن زن امتناع و ابا کرد. قاضى سوگند خورد که: اگر قبول نمىکنى من به پادشاه مىگویم که این زن زنا کرده است. گفت: آنچه مىخواهى بکن؛ من این کار را قبول نخواهم کرد. قاضى به نزد پادشاه رفت و گفت: زن برادرم زنا کرده است و نزد من ثابت شده است. پادشاه گفت که: او را سنگسار کن. پس آمد به نزد زن، و گفت: پادشاه مرا امر کرده است که تو را سنگسار کنم. اگر قبول مىکنى مىگذرانم، و الا تو را سنگسار مىکنم. گفت: من اجابت تو نمىکنم؛ آنچه خواهى بکن. قاضى مردم را خبر کرد و آن زن را به صحرا برد و او را سنگسار کرد. تا وقتى که گمان کرد که او مرده است بازگشت. و در آن زن رمقى باقى مانده بود. چون شب شد حرکت کرد و از گود بیرون آمد و بر روى خود راه مىرفت و خود را مىکشید تا به دیرى رسید که در آنجا راهبی مىبود. بر در آن دیر خوابید تا صبح شد. و چون راهب در را گشود آن زن را دید و از قصه او سؤال نمود. زن قصه خود را بازگفت. دیرانى بر او رحم کرد و او را به دیر خود برد. و آن دیرانى پسر خردى داشت و غیر آن فرزند نداشت، و مالى زیاد داشت. پس دیرانى آن زن را مداوا کرد تا جراحت هاى او التیام یافت و فرزند خود را به او داد که تربیت کند. و آن دیرانى غلامى داشت که او را خدمت مىکرد. آن غلام عاشق آن زن شد و به او گفت: اگر به معاشرت من راضى نمىشوى جهد در کشتن تو مىکنم. گفت: آنچه خواهى بکن. این امر ممکن نیست که از من صادر شود. گاه خداوند بندگانش را به سخت ترین آزمونها می آزماید و خوشا به حال کسی که صبر پیشه میکند و خشم خدا را به رضایت مردم نمیفروشد. پس آن غلام آمد و فرزند راهب را کشت و به نزد راهب آمد و گفت: این زن زناکار را آوردى و فرزند خود را به او دادى، الحال فرزند تو را کشته است. دیرانى به نزد زن آمد و گفت: چرا چنین کردى؟ مىدانى که من به تو چه نیکی ها کردم؟ زن قصه خود را بازگفت. دیرانى گفت که: دیگر نفس من راضى نمىشود که تو در این دیر باشى. بیرون رو. و بیست درهم براى خرجى به او داد و در شب او را از دیر بیرون کرد و گفت: این زر را توشه کن، و خدا کارساز توست. آن زن در آن شب راه رفت تا صبح به دهى رسید. دید مردى را بر دار کشیدهاند و هنوز زنده است. از سبب آن حال سؤال نمود، گفتند که: بیست درهم قرض دارد و نزد ما قاعده چنان است که هر که بیست درهم قرض دارد او را بر دار مىکشند و تا ادا نکند او را فرو نمىآرند. پس زن آن بیست درهم را داد و آن مرد را خلاص کرد. آن مرد گفت که: اى زن هیچ کس بر من مثل تو حق نعمت ندارد. مرا از مردن نجات دادى. هر جا که مىروى در خدمت تو مىآیم. پس همراه بیامدند تا به کنار دریا رسیدند. در کنار دریا کشتی ها بود و جمعى بودند که مىخواستند بر آن کشتی ها سوار شوند. مرد به آن زن گفت که: تو در اینجا توقف نما تا من بروم و براى اهل این کشتی ها به مزد کار کنم و طعامى بگیرم و به نزد تو آورم. پس آن مرد به نزد اهل آن کشتی ها آمد و گفت: در این کشتى شما چه متاع هست؟ گفتند: انواع متاع ها و جواهر. و این کشتى دیگر خالى است که ما خود سوار مىشویم. گفت: قیمت این متاع هاى شما چند مىشود؟ گفتند: بسیار مىشود؛ حسابش را نمىدانیم. گفت: من یک چیزى دارم که بهتر است از مجموع آنچه در کشتى شماست. گفتند: چه چیز است؟ گفت: کنیزکى دارم که هرگز به آن حسن و جمال ندیدهاید. گفتند: به ما بفروش. گفت: مىفروشم به شرط آن که یکى از شما برود و او را ببیند و براى شما خبر بیاورد و شما آن را بخرید که آن کنیز نداند. و زر به من بدهید تا من بروم. آخر او را تصرف کنید. ایشان قبول کردند و کسى فرستاند و خبر آورد که چنین کنیزى هرگز ندیدهام. پس آن زن را به دههزار درهم به ایشان فروخت و زر گرفت. و چون او برفت و ناپیدا شد، ایشان به نزد آن زن آمدند و گفتند که: برخیز و بیا به کشتى. گفت: چرا؟ گفتند: تو را از آقاى تو خریدیم. گفت: آن آقاى من نبود. گفتند: اگر نمىآیى، تو را به زور مىبریم.آن زن را بر روى کشتى متاع سوار کردند و خود همه در کشتى دیگر در آمدند و کشتی ها را روان کردند. چون به میان دریا رسیدند خدا بادى فرستاد و کشتى ایشان با آن جماعت همه غرق شدند و کشتى زن با متاع ها نجات یافت و باد او را به جزیرهاى برد. از کشتى فرود آمد و کشتى را بست و بر گرد آن جزیره برآمد، دید مکان خوشى است و آبها و درختان میوهدار دارد. با خود گفت که: در این جزیره مىباشم و از این آب و میوه ها مىخورم و عبادت الهى مىکنم تا مرگ در رسد. پس خدا وحى فرمود به پیغمبرى از پیغمبران بنىاسرائیل که در آن زمان بود که: برو به نزد آن پادشاه و بگو که در فلان جزیره بندهاى از بندگان من هست. باید که تو و اهل مملکت تو همه به نزد او بروید و به گناهان خود نزد او اقرار کنید و از او سؤال کنید که از گناهان شما در گذرد تا من گناهان شما را بیامرزم. چون پیغمبر آن پیغام را به آن پادشاه رسانید پادشاه با اهل مملکتش همه به سوى آن جزیره رفتند و در آنجا همان زن را دیدند. پس پادشاه به نزد او رفت و گفت: این قاضى به نزد من آمد و گفت: زن برادرم زنا کرده است و من حکم کردهام که او را سنگسار کنند، و گواهى نزد من گواهى نداده بود. مىترسم که به سبب آن، حرامى کرده باشم. مىخواهم که براى من استغفار نمایى. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین. پس شوهرش آمد و او را نمىشناخت و گفت: من زنى داشتم در نهایت فضل و صلاح. و از شهر بیرون رفتم، و او راضى نبود به رفتن من. و سفارش او را به برادر خود کردم. چون برگشتم و از احوال او سؤال کردم برادرم گفت که: او زنا کرد و او را سنگسار کردیم. و مىترسم که در حق آن زن تقصیر کرده باشم. از خدا بطلب که مرا بیامرزد. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین. و او را در پهلوى پادشاه نشاند. پس قاضى پیش آمد و گفت که: برادرم زنى داشت و عاشق او شدم و او را تکلیف به زنا کردم. قبول نکرد. نزد پادشاه او را متهم به زنا ساختم و به دروغ او را سنگسار کردم. از براى من استغفار کن. زن گفت: خدا تو را بیامرزد. پس رو به شوهرش کرد که: بشنو. پس راهب آمد و قصه خود را نقل کرد و گفت: در شب آن زن را بیرون کردم و مىترسم که درندهاى او را دریده باشد و کشته شده باشد به تقصیر من. گفت: خدا تو را بیامرزد. بنشین.پس غلام آمد و قصه خود را نقل کرد. زن به راهب گفت که: بشنو. پس گفت: خدا تو را بیامرزد.پس آن مرد دار کشیده آمد و قصه خود را نقل کرد. زن گفت که: خدا تو را نیامرزد. چون او بىسبب در برابر نیکى بدى کرده بود. پس آن زن عابده به شوهر خود رو کرد و گفت: من زن توام. و آنچه شنیدى همه قصه من بود. و مرا دیگر احتیاجى به شوهر نیست. مىخواهم که این کشتى پرمال را متصرف شوى و مرا در این جزیره بگذارى که عبادت خدا کنم. مىبینى که از دست مردان چه کشیدهام. پس شوهر او را گذاشت و کشتى را با مال متصرف شد و پادشاه و اهل مملکت همگى برگشتند. طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: زن پاکدامن، [ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
![]() امام ششم حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود: روزى ابراهیم خلیل اطراف كوه بیت المقدس براى یافتن چراگاهى گردش مى كرد تا گوسفندان خود را به آن ناحیه برد. در این هنگام صدائى به گوشش رسید نگاه كرد مرد بلند قامتى را مشاهده كرد كه مشغول نماز است. سوال نمود بنده خدا نماز براى كه مى خوانى ؟ جواب داد براى پروردگار آسمان . پرسید از بستگان و خویشاوندان تو كسى باقیمانده؟ پاسخ داد نه . ابراهیم (علیه السلام ) گفت از چه محل غذا تهیه مى كنى . اشاره به درختى نموده گفت میوه این درخت را مى چینم و براى زمستانم ذخیره مى نمایم . از منزلش سوال كرد كوهى را نشان داده گفت در آنجا است. پرسید ممكن است مرا به منزل خود برى و یك شب مهمان تو باشم. پیرمرد گفت در جلو راه منزلم آبى است كه عبور از آن مشكل است . سوال كرد خودت چگونه مى گذرى پاسخ داد من از روى آب مى گذرم . گفت دست مرا هم بگیر شاید خداوند به من نیز قدرت دهد تا از آب بگذرم. پیرمرد دست ابراهیم خلیل (علیه السلام ) را گرفته هر دو از آب گذشتند وقتى به منزل رسیدند. حضرت ابراهیم پرسید كدام روز بزرگترین روزها است . گفت روز قیامت كه خداوند پاداش اعمال مردم را در آنروز مى دهد. گفت خوب است با هم دعا كنیم كه از شر آن روز، خداوند ما را ایمن دارد.1 پیر گفت دعا را چه مى خواهى به خدا قسم سه سال است دعائى كرده ام و حاجتى خواسته ام هنوز مستجاب نشده . ابراهیم فرمود مى خواهى بگویم چرا اجابت دعایت به تأخیر افتاده. زیرا خداوند وقتى بنده اى را دوست داشته باشد اجابت دعایش را به تأخیر مى اندازد تا مناجات كند و طلب نماید چون راز و نیایش او را دوست دارد، اما بنده اى كه خدا بر او خشمگین است اگر چیزى درخواست كند، در برآوردن حاجت او تعجیل مى كند یا قلبش را از آن خواسته منصرف نموده مأیوسش مى كند تا دیگر درخواست ننماید آنگاه پرسید حاجت تو چه بوده ؟ پیرمرد گفت سه سال پیش گله گوسفندى از اینجا گذشت جوانى زیبا صورت كه دو رشته موى بر دو طرف سر داشت گوسفندان را سرپرستى مى كرد. از او پرسیدم این گوسفندها متعلق به كیست ؟ گفت از ابراهیم خلیل الرحمن. آنروز درخواست كردم خدایا اگر در روى زمین خلیل و دوستى دارى به من نشان بده ! ابراهیم گفت خدا دعایت را مستجاب نموده من ابراهیم خلیلم . پیر حركت كرده او را در آغوش گرفت . حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود چون پیغمبر اكرم محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) مبعوث شد، دستور داد مومنین مصافحه نمایند.2
1- در روایت روضه كافى ص 392 چاپ آخوندى حضرت باقر (علیه السلام ) مى فرماید ابراهیم گفت دعا كنیم براى معصیت كاران . آن دعا هنوز براى شیعیان ما اثر دارد. 2-حسن امیدوار، آگاه شویم، ج 14 طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: ابراهیم خلیل الله، [ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
![]() از امام صادق(ع) حکم استمناء سؤال شد فرمود: گناهی بزرگ است که خداوند در کتاب خود از آن نهی نموده آن جا که می فرماید: و کسی که مرتکب چنین عملی گردد چنان است که با خود جماع کرده باشد و اگر من چنین کسی را بشناسم با وی غذا نخورم.با تکیه و توکل به خداوند تبارک و تعالی و استمداد و استعانت از درگاه حضرت حق اگر این موارد را رعایت کنید حتما از این بلای خانمان سوز راحت میشوید.سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد. از پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان اجتناب کنید.از نگاه کردن به مناظر، فیلمها و تصاویر تحریک کننده جدا خودداری کنید و به محض مواجه شدن با این امور چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کنید. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی های جنسی و تحریک کننده و فکر کردن در این امور جداً پرهیز کنید. از خوردن مواد غذایی که محرک است مانند: خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهای پر چرب، حتی المقدور اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا کنید. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخلیه نمایید. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز کنید. (به خصوص شبها و قبل از خوابیدن)هیچ گاه بدن عریان خود را در آینه نگاه نکنید از دست ورزی اندام جنسی خود اجتناب کنید و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی دست ورزی نکنید مخصوصاً هنگامی که در رختخواب هستید. هرگز به رو نخوابید. به منظور تخلیه انرژی زائد بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید. هیچ گاه بیکار نباشید و برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشید و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت، کتاب و ... پر کنید. هرگز در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباشید.هرگاه مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، در مکان خلوت و دور از نظر دیگران بسر نبرید بلکه در مجالس عمومی وارد شوید و در آن جا به سر برید بهترین روش پیشنهادی در این حالت این است که به دوستانتان تلفن زده و با آنها مدتی صحبت کنید. هفتهای یکی دو روز روزه مستحبی بگیرید و اگر توان آن را ندارید روزه اخلاقی بگیرید؛ یعنی، میزان صرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش و تعداد دفعات غذا را کاهش دهید و به حداقل خوراک اکتفا کنید. با نامحرم رفتار متکبرانه داشته باشید و از سخنان ملایمت آمیز با آنها خودداری کرده و از نرمی و لیّنت در کلام با آنها اجتناب ورزید. هیچ گاه با نامحرم و جنس مخالف در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقی نمانید، حتی برای آموزش و... قرآن زیاد بخوانید و در باره معانی آیات آن فکر کنید. تا قبل از این که شما را خواب نگرفته به رختخواب نروید. (سعی کنید زمانی که میخواهید به رختخواب بروید با خواندن کتاب یا تماشای تلویزیون افکار جنسی را از خود دور کنید.)به محض بیدار شدن رختخواب را ترک کنید.اگر قصد استحمام دارید و مورد هجوم افکار جنسی واقع هستید از استحمام خودداری کنید.زمانی انسان استمناء میکند که تحریک شده باشد پس بار دیگر میگوییم از فکرهای بد چه صحنههایی که قبلاً دیده اید و چه مواردی که به اقتضاء جوانی خود دوست دارید جداً خودداری کنید. به عواقب خطرناک این عمل چه جنبه روانی و چه جسمانی آن توجه داشته باشید که امروزه همه بر آن صحه گذاشتهاند حتی غربیها نیز جوانان خود را از این عمل نهی می کنند حتی در بعض موارد این پی آمد ها قابل جبران نبوده و اثرات زیانباری در روح و جسم می گذارد. شما از عامل بسیار قوی اراده برخوردارید. انسان با همین قدرت اراده کارهایی انجام داده که خیلی اوقات خارج از تصور و قدرت به شمار میرفته است و قطعاً این کار در مقایسه با آنها چندان مشکل نیست. روی شما با خداست و خدا شما را دوست میدارد از او که بهترین و قویترین یاری دهنده است در همه کارها خصوصاً این مورد کمک بخواهید قطعاً او به یاری شما خواهد آمد و هیچ گاه از درگاه وی نا امید نشوید و با اتکال به خداوند و اعتماد به نفس بر این خواسته هوا و هوس فائق آیید. منابع :سوره مؤمنون آیه 7 -سوره خصال- طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: خود ارضائی، [ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
![]() شبهه: اگر روابط دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در كار نیست و آنهایی كه این روابط را منع می كنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می كنند و برای كار خود دلیل معقول و شرعی ندارند. پاسخ: تعالیم اسلامی برای آن است كه به انسان حیات و پویایی بخشد و به او روح و بینش و جنبش دهد[1] احكام اسلامی از تعادل و توازن خاصّی برخوردار بوده و مطابق با روحیّات و نیازمندیهای واقعی او تنظیم شده است. حرف زدن زن و مرد و برخورد آنان در زندگی روزمرّه بدون اشكال است مانند روابطی كه استاد و دانشجوی در راستای كسب علوم دارند و یا كارمندان ادارات با یكدیگر برخورد مینماید؛ اسلام میگوید نه حبس و نه ركود و نه اختلاط و روابط آزاد، همواره در برخوردها باید «اصل حریم» را حفظ نمود كه این نوع رعایت از سنّت جاری مسلمین در زمان رسول اكرم (ص)[2] بوده است. اسلام میخواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوسآلود و سرشار از كار و فعالیت و تحصیل و پیشرفت باشد و دختر و پسر فارغ از دغدغههای شهوانی به كارهای مورد نظر برسند با ذكر این مقدمه به بررسی «توصیه صمیمی شدن دختر و پسر» از منظر دین و اعتقادات میپردازیم. نیروی غریزه: در آغاز باید توجه داشت كه قدرت غرایز و كشش نیروهای درونی انسان، یكسان و مساوی نیست انگیزه بعضی از تمایلات بسیار قوی و نیرومند است؛ در جوانی غرایز جنسی و احساسات و شیفتگی به جذابیتهای ظاهری، در حدّ زیادی خودنمایی كرده، حاكم بر دوستیها و تصیمگیریهای جوانان است. «موریس دبس» گوید: «دیر یا زود غریزه جنسی مخصوصاً در نزد پسران تا سرحدّ وجدان نفود كرده و تحریكات شهوانی همچون تصادم امواج به ساحل شروع به مبارزه مینماید، عمل این غریزه آن قدر قوی است كه در واقع، مركز تحریكات مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن میگردد... و در سن هفده - هجده سالگی مالك اصلی (حساسیت انسان) میشود و آنگاه تمام نظاهرات محبتآمیز انسان از غریزه جنسی سرچشمه میگیرد.»[3] بدیهی است در ایام جوانی، شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه انداخته، و ناخودآگاه به رفتار و كردار آنان رنگ و لعابی دیگر میبخشد. با توجه به نیاز روانی دختر و پسر پس از بلوغ و شرایط ویژه غرایز جنسی و تحریكپذیری جوانان باید اعتراف نمود كه گسترش و عادیسازی روابط بستری مناسب برای كشیده شدن جوانان به دامن پر جاذبه هواهای نفسانی و زمینهساز روابط جنسی است. محرك اصلی این گونه روابط همان نیاز طبیعی دختر و پسر به یكدیگر میباشد و از اینكه بستری مناسب چون ازدواج فراهم نیامده به بیراهه كشیده شده و در قالب كامجوئیهای بُدلی خودنمایی میكند. در بسیاری از برخوردها دختر و پسر هر چند به بهانههای گوناگون با هم آشنا میشوند اما اندك اندك بر اساس تسلّط طبیعی غرایز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته، معنای خاصی پیدا میكند چه بسا بعد از مدتی به یكباره متوجه میشوند عواطف و احساسات آنان بازیچه هوس شده است. قرآن و حدیث چه می گویند: به راستی در این گونه روابط رفتار «چشمها» چگونه است، مگر نه این است كه نقش اول را در روابط چشمها باز میكنند، آیا این نگاههای به نامحرم پاك و به دور از شهوت است؟! خداوند در قرآن كریم میفرماید: «به مؤمنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند این برای آنان پاكیزهتر است. خداوند از آن چه انجام میدهند آگاهتر است. و به زنان با ایمان بگو: چشمهای خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گیرند و دامان خویشتن را حفظ كنند.» «حرمت نگاه به نامحرم، به سبب تهییج و تحریك شهوانی است كه در نگاه نهفته است این تحریك سبب فساد و ورود در محرمات است.» و در حدیث دیگری از رسول اكرم (ص) آمده است: «هر كس چشم را از نگاه حرام و هوسآلود پر كند، خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر مینماید؛ مگر توبه كند و از این راه (نادرست) باز گردد.» متأسفانه امروزه با كمرنگ شدن اعتقادات دینی و باور به معاد و حسابرسی در دادگاه عدل الهی، دنیا و دنیا طلبی پر رنگتر از همیشه در زندگی انسان جلوهگری میكند و همه مسائل با غفلت از جهانبینی توحیدی و تنها در سایه بهرهوری بیشتر از لذت جسمانی مطرح شده و با توجیهات مختلف به آن پرداخته میشود كه اگر انسان اندكی این زنگارها را كنار زده و با خود خلوت نماید و به قضاوت نشیند. به راحتی انگیزههای مادی و حیوانی را كشف كرده و تحلیل مسائل برایش آسان میشود. عشق و رابطه بین دختر و پسر یك عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد به همین خاطر گسسته شدن این پیوندها با افسردگی، افت تحصیلی و ... همراه است. پاسخ را در چند بخش ارائه می كنیم: 1- روابط و آرامش روانی: روابط مختلط سبب آرامش روانی نگشته بلكه موجب افزایش اضطراب و التهابات روحی شده و همان طور كه خود شما اشاره نمودید عامل پیدایش افسردگی میشود زیرا: با توجه به قدرت و دامنهی نفوذ عاطفی زن و مرد بر یكدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیاز طبیعی و غریزی در مییابیم كه تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است كه گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف میكشاند؛ به ویژه زمانی كه آتش هوس شعلهور گردد. این تأثیر شگرف در زن، جلوهگری خاصی دارد و بر عواطف و احساس مرد بسیار نافذ است، تا بدان جا كه خواسته آنان را در جهت امیال عاطفه آمیز و احساسی سوق میدهد. حال اگر این نوع رابطه رواج یابد و پای دوستیها و دلدادگیها به میان آید و بر سراسر رفتار و كردار و فكر و اندیشه جوانان سایه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشیبی در این دوستیهای احساسی و سطحی، روند زندگی دچار اختلال میشود و آشفتگی فكر و دل را به دنبال دارد. در این بین رشد علمی و معنوی، خسارت زیانباری دیده و فردی كه باید در نشاط و شور جوانی برای فردای خود و جامعه ذخیره علمی بیندوزد به ركود مبتلا میشود و آینده علمی او به خطر میافتد. ضربهپذیری دختران در این باره بیشتر از پسران است به قول نویسنده عرب خانم دكتر «چه بسیار دخترانی كه به سبب شوق و دستیابی به نشانههای مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار میشوند، گمان و تصور چنین دخترانی آن است كه زندگی و آیندهی آنها به اندازهی بینی و یا خمیدگی مژههای آنان بستگی دارد، تا آنجا كه حتّی یك میلیمتر كوتاهی طول مژه نیز میتواند به یك مسئله جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود»[4] با در نظر گرفتن این حساسیتها بهتر میتوان به ضربههای روانی ناشی از ناهنجاریها در روابط پی برد. بدون تردید كنترل روابط، این التهابها را كاهش میدهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمیدارند. با توجه به مطالب فوق بهتر میتوان به صحت و سقم این نوع دلدادگیها پی برد. 2- روابط دختر و پسر و عشق حقیقی: عشق اصیل و حقیقی، والاترین تجربهای است كه یك انسان میتواند به آن برسد و تنها چنین عشقی است كه شكوفایی استعدادهای جسمی و روحی و عاطفی زن و مرد را ممكن میسازد، عشق لازمه استمرار زندگی و مایه نشاط روحی و عمیقترین ارتباط قلبی و محكمترین تعهد انسانی است. میان عشق و هوس فرق بسیار است بنابراین به پاس احترام عشق و عاشقی و برای پاسداری از این موهبت الهی ترویج روابط آزاد پسندیده نیست. به اعتراف دانشمندان اروپایی، در جوامع آزاد كه جاذبههای ظاهری و شوق جنسی حاكم است، عشق اوّلین قربانی است[5] در این صورت عشقهای برخاسته از نهاد درون به افسانه تبدیل شده، جز مدعیّان دروغین كسی یافت نمیشود؛ زیرا پسری كه هر روز با دختری میگردد و هر دم كه نگاه میكند، عدهای را در حال جلوهگری میبیند، تنوع طلبی در او حاكم شده و عشق و انتظار در او به خاموشی میگراید. عاشق كسی است كه در راه رضای معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد عاشق نه تنها از خواب و خوراك، بلكه از غریزهی جنسی و خواستههای قلبی خویش نیز غافل میشود و جزء یاد معشوق به كسی نمیاندیشد؛ «موریس مترلینگ» میگوید: «عشق در تمامی موجودات وجود دارد، ولی درك آن تابع شرایطی است كه تا آن شرایط جور نشود امكان آن وجود ندارد... بعضی آن را منحرف میكنند و ندانسته به صورت تمتع از لذّات» مصرف مینمایند و هیچ از حقیقت آن برخوردار نمیشوند»[6] «كارن هورنای» درباره رابطه میان عشق و محبت و تمایلات جنسی میگوید: «ارتباط بین محبّت و تمایلات جنسی را ملاحظه میكنیم؛ مثلاً بسیاری از تمایلات و كششهای جنسی، اوّلش با مهربانی و دوستی صاف و ساده شروع میشود؛ گاهی هم شخص ممكن است دارای تمایلات جنسی باشد، ولی خودش آن را با تمایل به مهروندی اشتباه كند. چنان كه كششهای جنسی هم ممكن است انگیزهی احساسات محبتآمیز باشد».[7] كارن هورنای در بیان فرق میان محبت واقعی و ابزار علاقهای كه ناشی از احتیاج به جلب محبّت و برای كمبودهای روحی و نیاز جسمی و جنسی است میگوید: «فرق بین عشق، و نیاز به جلب محبّت، آن است كه در عشق، احساس دوستی و محبّت بر همه چیز مقدم است؛ در حالی كه در نیاز عصبی به جلب محبّت، همواره نیاز به رفع تشویش درونی مقدم است بسیاری از این نوع روابط بین انسانها گرچه اساسش سود جویانه است، مع ذلك ماسك عشق و دلبستگی به چهره میزنند... به همین جهت یكی از مشخصات عشق حقیقی، پایدار بودن احساس محبّت است».[8] بنابراین عشق جنسی و هوس پرستی كه به قول «ویل دورانت»[9] آغاز آن با ترشّح غدد جنسی و پایان آن ارضای شهوت زودگذر جسمانی است، هرگز نمیتواند تعّهد آور بوده و مایهی پایداری روابط انسانی به ویژه زندگی زناشویی باشد. دانشجوی گرامی، بدیهی است شناخت عشق حقیقی برای آن است كه سنگ بنای زندگی شده تا بتوان به آن تداوم بخشید، حال بسی روشن است كه دوستیهای زمان جوانی از آنجا كه در آن جذابیتهای ظاهری نقش پر رنگی دارد و افراد در آن مقطع در هالهای از احساسات و عواطف غوطهورند و در پی فردی هستند كه با ساختههای ذهنیشان مطابق باشد، در اركان شناخت ناتمام است و كوری حاصل از عشق و محبّت بر آن حكومت مینماید، و در مقابل، حالتهای كام بخشانه بسیار قوی است. لذا شناخت لازم را ایجاد نكرده و به آسانی نمیتوان بدانها اعتماد نمود و آن را حقیقی پنداشت و آن را مبنای تفاهم و یكدلی انگاشت زیرا طرفین را از الزامهای درونی نسبت به محبّت خانواده، فرزند، احساس مسئولیت و مقدار ظرفیتهای روانی و عاطفی یكدیگر با خبر نمیسازد چه بسیار عشقهای به ظاهر سوزانی كه با اندك اختلاف به سردی میگرایید و به نفرت تبدیل میشود و این خود شاهدی بر سطحی و احساسی بودن این نوع روابط است. 3- با عشق مجازی چه باید كرد؟ «در پاسخ به پرسش قبلی بیان شد كه بیشتر عشقهای خیابانی از ماهیت حقیقی عشق و محبّت دور بوده و غرایز نقش اساسی را در آنها به عهده دارند در حالی كه در عشق حقیقی همسانی ذاتی عاشق و معشوق در فكر و اندیشه و سلایق وجود دارد و عاشق، خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود... متأسفانه امروزه به همه جاذبههای جنسی و كششهای غریزی نام عشق نهاده و این واژه مقدس را به بازی گرفتهاند، در بسیاری از این عشقها (!) از تعهّد خبری نیست، و این اظهار دوستیها معمولاً در زمان بلوغ كه هنگام بیدار شدن جسم است، بیشتر اتفاق میافتد، و در پسرها، این سبكهای شورانگیز و یا بازی گوشانه كه تعهد كمتری در آنها دیده میشود، بیشتر است زیرا آنها بیشتر جذب جذابیتهای ظاهری میشوند و وقتی جذابیتها كم رنگتر شوند، با مشكل مواجه میشوند.[10] در نتیجه در مواجهه با عشق مجازی باید با دقت تمام به آثار و نتایج آن اندیشید، و خوب آن را شناخت و به این باور رسید این عشقهایی كه برپایه جذابیتهای ظاهری و غریزه جنسی است نمیتواند سنگ بنای زندگی شود، و نمیتوان به تداوم آن مطمئن بود، در این میان آنچه مهم و ضروری است، تبیین راههای شناخت صحیح از طرف مقابل برای رسیدن به تفاهم و همسانی هر چه بیشتر و بررسی تعهّد و عوامل مؤثر در تداوم آن است. بدون تردید، آنچه بعد از همسانیهای لازم میتواند در مقابل وسوسههای هوس انگیز، تعهّد عمیق ایجاد كند، ایمان و صداقت و معنویات است كه در غالب اوقات مورد غفلت قرار میگیرد. دوام علاقه و دوستی میان اشخاص، به معرفت و صداقت و دوری از منافع فردی و گذشت و رها نمودن كبر و غرور باز میگردد؛ دختر و پسر باید در رویاروئی با هر احساس و علاقهای و با غلیان هر شور و وجدی، خود را نباخته و خویشتنداری پیشه سازند و با دقت و وسواس زیادی به بازشناسی این به ظاهر «عشق» بپردازند و به علائم و نشانههای گفته شده و به عواملی كه موجب تداوم آن است خوب فكر كنند كه آیا در این علاقه زمینههای تعهّد و تداوم آن وجود دارد یا خیر؟ اگر جوانی گرفتار عشق ظاهری شد باید با صبر و متانت به عواقب آن اندیشیده و به این باور برسد كه از مسیر خطا هر چه زودتر برگردد، بهتر از زمان دیگر است، در پایان لازم به ذكر است حتی در صورت تفاهم همه جانبه و وجود علاقه كه طرفین قصد ازدواج داشته باشند باید ضوابط شرعی را پیموده و از دوستیهای مداوم و نامهنگاریهای احساسی پرهیز كنند و با هماهنگی با خانواده به این دوستی رسمیت بخشند و با انجام عقد شرعی به آن مشروعیت داده و در كمال صحت و سلامت فردی و اجتماعی از لذایذ زندگی بهرهمند گردند. [1] . مطهری، مرتضی، حق و باطل، چاپ چهارم، انتشارات صدرا، قم 1364 ص 135. [2] . همو، مسئلهی حجاب، چاپ 42، انتشارات صدرا - قم 1374، ص 241. [3] . موریس دبس، چه میدانم، بلوغ ص46، ر به ك گفتار فلسفی، جوان (محمد تقی فلسفی، چاپ 5)، نشر معارف تهران 1344 ص307. [4] . چهره عریان زن ص168، ر،ك (مقدمهای بر روانشناسی زن) هاشمی ركاوندی، سید مجتبی، چاپ اول نشر شفق قم 1370 ص110. [5] . مطهری، مرتضی، مسئلهی حجاب، چاپ 42، نشر صدرا قم، 1374 ص73 و 74. [6] . موریس مترلین، عقل و سرنوشت ج3 ترجمه موسی فرهنگ، چاپ سوم نشر فرخ تهرانی بیتا ص146. [7] . كارن هورنای، عصبانیهای عصر ما، ترجمه ابراهیم خواجه نوری، كتابفروشی امید تبریز 1347، ص191. [8] . همان ص138 و 139. [9] . ویل دورانت، لذات فلسفه ترجمه عباس زریاب چاپ 8 نشر دانشجوئی تهران 1373، ص214. طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم، برچسب ها: ارتباط، [ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |