تبلیغات
حنظله غفوری

حنظله غفوری
برخاسته از کرتان

╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ حرف گوش کن بچه، نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ با توام!، میگم نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ وایسا دیگه، چرا داری میری پایین؟
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ باشه، هرجور عشقته. برو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ از ما گفتن بود
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ ببین،,
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ بیا منطقی باش، اون پایین که خبری نیست. نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ اصلا دیگه باهات حرف نمیزنم
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ قهر قهر تار روز قیامت
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ تو رو خدا نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ خیلی نادونی اگه هنوز بری پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ باشه، من دیگه هیچی نمیگم ، اگه دوست داری برو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ آخه چرا حرف گوش نمیکنی!
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ خسته شدی؟
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬ آخرین شانسته، نرو پایین
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
╬═╬
بهت تبریک میگم تو اومدی پایین !




طبقه بندی: سرگرمی،
برچسب ها: پایین،
[ دوشنبه 3 بهمن 1390 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
بزرگترین گروه های حقوق بشری در دنیا اگر به جای صهیونیستها به دست شیرهای درنده بود خیلی دنیای بهتری داشتیم.

این شیرماده پس از شکار آهو متوجه می شودکه شکارش بارداربوده، او سراسیمه میشود، نخست تلاش میکند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد" اما وقتی نمیتواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز میکشد، عکاس بعدا پی میبرد که شیر سکته کرده است..



و در کنار این عکس تصویری از یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه.






طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: شیر،
[ چهارشنبه 28 دی 1390 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]

اگر خود را برای آینده آماده نسازیدبزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید . . .

.

.

.

دیروز چک باطله است

فردا چک وعده ای است

امروز است که تنها نقدینه شماست

آن را عاقلانه هزینه کنید . . .

.

.

.

اولین قدم مثبتی که میتونید بردارید

این است که منفی نباشید . . .

.

.

.

اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی

و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .

.

.

.

گر گرد کسی بسیار گردی

گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . . .

.

.

.

عقیده بعضی انسانها بر مبنای عقده اشان شکل می گیرد . . .

.

.

.

نود و نه درصد ازنگرانیهای ما

در زندگی هرگز اتفاق نمی افتد . . .

(دیل کارنگی)

.

.

.

باز هم بلند شو

ایستادن کسی که زمینش زده اند

از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند

زیباتر است . . .

.

.

.

شاید "درد" را از هر طرف بخوانی درد داشته باشد

اما

"درمان" که نباشی "نامرد" می شوی . . .

.

.

.

گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم . . .

(جبران خلیل جبران)

.

.

.

اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان

ولی اگر دوست می‌خواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند . . .

(دیل کارنگی)

.

.

.

جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی کند

باید مُرد تا قهرمان شد . . .

.

.

.

خوشبخت کسی است که شکوه رفتارش

آفریننده ی لبخند زندگی در چهره ی دیگران باشد . . .

.

.

.

به ندای قلبت گوش بسپار ، قلبت همه چیز را می داند

زیرا قلب توهمان جایست که گنجه ات در آن نهفته است . . .

.

.

.

وقتی با دوستانت دعوا می‌کنی تازه می‌فهمی آنها چقدر از اسرارت باخبرند . . .

.

.

.

اگر وجود خدا باورت بشه،خدا واسه باورت یک نقطه میزاره یاورت میشه . . .

.

.

.

اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت . . .

(خلیل جبران)

.

.

.

ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد

ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است

زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند . . .

(مونتسکیو)

.

.

.

افکار عمومی جایگاه آدمها را مشخص می کنند نه بر تخت نشینان . . .

حکیم ارد بزرگ

.

.

.

تردیدها به ماخیانت می کنند تا به آنچه لیاقتش را داریم نرسیم . . .

(شکسپیر)

.

.

.

یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است . . .

(مولیر)

.

.

.

آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می گویید . . .

(حکیم بزرگمهر)

.

.

.

بخشندگی ، انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که لگدمالش کرده است .

(مارک تواین)

.

.

.

فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!




طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: جملات زیبا..،
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:58 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]

♦ ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی

♦ آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند

♦ مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .

♦ رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد

♦ هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید

♦ اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی

♦ معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد

♦ بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد

♦ شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم

♦ آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک

♦ از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند

♦ عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند

♦ به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند

♦ انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد

♦ ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار

♦ زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند

♦ چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری

♦ رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری

♦ اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند

♦ هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند

♦ چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.

♦ اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط




طبقه بندی: جملات زیبا،
برچسب ها: جملات زیبا،
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]

زندگی یک اثر هنریست ، نه یک مسئله ی ریاضی
بهش فکر نکن ، ازش لذت ببر

.
.
.
"هست" را اگر قدر ندانی می شود "بود"
.
.
.
در پی دانه مرو همچو کبوتر، که تو را / عاقبت بهر یکی دانه، به دام اندازند
صید کن شیر صفت، نیم بخور، نیم ببخش / تا به هرجا که روی، بر تو سلام اندازند
.
.
.
آدامس ها بزرگترین اساتید معنویت هستند
از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند
"هیچ شیرینی ای ماندگار نیست . . . "
.
.
.
بعضی ها،طواف نمی کنند، فقط خدا رو دور می زنند
.
.
.
نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد
" نیمه پیدا شده " را دریاب !
.
.
.
زندگی مانند بازی شطرنج است، قبل از حرکت کاملاً فکر کنید
.
.
.
بهانه را دو دستی تقدیم کسی کن که برای عبور از تو دربدر دنبال بهانه میگرده
.
.
.
پرواز کن آنگونه که میخواهی وگرنه
پروازت میدهند آنگونه که میخواهند
.
.
.
کرکس ها شاعر می شوند وقتی پلنگ ، روی پوست آهو به بچه هایش نقاشی یاد می دهد !
.
.
.
برای پخته‌شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید
.
.
.
نوشته های روی شن مهمان اولین موج دریا هستند
حکاکیهای روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند
دوستان خوب حک شدگان روی قلبند و ماندگارانی ابدی
.
.
.
دنیای ما پر از دست هائی است که
خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها
.
.
.
مرگ حقه
تنها حقی هست که اگر نگیری هم بهت میدن !
.
.
.
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند / کر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
.
.
.
گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی / گفتا که نیک بنگر ، شاید رسیده باشی
.
.
.
هیچکس به کار خوبم نمینماید نظر ، هزار دیده به دنبال یک اشتباه من است
.
.
.
بزرگترین متهم تاریخ کسی است که ندونه قلبش واسه کی میزنه
.
.
.
" رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری "
(جبران خلیل جبران)
.
.
.
آدمهای بزرگ،کسانی نیستند که شکست نخورده‌اند
کسانی هستند که بعد از شکست ، پیروز شده‌اند




طبقه بندی: اس ام اس،
برچسب ها: اس ام اس،
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]

یا میدانستید که ایرانی ها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نمیخورند ؟

آیا میدانستید که
 هر ۵۰ ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟

آیا میدانستید که
 هنگام صحبت برای بیان هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می‌شود ؟

آیا میدانستید که
 مرغ با شنیدن صدای موسیقی بزرگترین تخم را می گذارد ؟

آیا میدانستید که
 جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر باعمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند؟

آیا میدانستید که
 حلزون ها می توانند 3 سال متوالی بخوابند ؟

آیا میدانستید که
 در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟

آیا میدانستید که
 کرم های ابریشم در 56 روز 6000 برابر خود غذا می خورد ؟

آیا میدانستید که
 گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند ؟

آیا میدانستید که 
موشهای صحرایی چنان تکثیر می کنند که در عرض 18ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند ؟

آیا میدانستید که 
موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود می سازند ؟

آیا میدانستید که
 لایه پوستی که آرنج دست را پوشانده در هر ده روز یک بار عوض می شود ؟

آیا میدانستید که 
شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟

آیا میدانستید که
 زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار دارد ؟

آیا میدانستید که 
بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
 مورچه در مایکروویو زنده می ماند ؟

آیا میدانستید که
 خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که
 کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
 استرس تا ۵ برابر سیستم ایمنی بدن را پایین می آورد ؟

آیا میدانستید که
 دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که
 پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هیجده هزار می رسد ؟

آیا میدانستید که
 حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که 
زنبور از بوی عرق بدش می آید و به کسی که بدنش بو بدهد یا عطر زده باشد حمله می کند ؟

آیا میدانستید که
 نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا می دهد ؟

آیا میدانستید که 
زمین با سرعتی معادل صدوهشتاد هزار کیلومتر در ساعت دور خورشید می چرخد ؟

آیا میدانستید که
 موریانه ها قادرند تا 2 روز زیر آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که
 برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد آن یک عدد سیب قرار دهید ؟

آیا میدانستید که
 مارها ناشنوا هستند و احساس آنها از محیط اطرافشان بر اساس ارتعاشاتی است که از زمین دریافت میکنند ؟

آیا میدانستید که 
فنلاند بهترین آب نوشیدنی و هندوستان بدترین آب نوشیدنی دنیا را دارد ؟

آیا میدانستید که 
نوزاد بیش از 300 استخوان دارد که با رشد بعضی از آنها به یکدیگر جوش می خورند ؟

آیا میدانستید که
 لایه بیرونی پوست انسان هر 2 هفته یکبار با سلول های جدید تعویض میشود ؟

آیا میدانستید که
 اولین اتومبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد ؟

آیا میدانستید که
 قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است ؟

آیا میدانستید که
 کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هیمالیا با تفاضل دویست و سه و هفت متر بلندترین کوه دنیا میباشد ؟

آیا میدانستید که
 هر ساله حدود پانصد شهاب سنگ نسبتا” بزرگ به زمین برخورد می کند ؟

آیا میدانستید که
 بلندی یک شترمرغ بالغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد ؟

آیا میدانستید که
 لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا 150 سال عمر کند ؟

آیا میدانستید که
 کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند ؟

آیا میدانستید که
 همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند ؟

آیا میدانستید که
 متوسط حجم وزنی کوه های یخی چیزی حدود بیست میلیون تن است ؟

آیا میدانستید که
 حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که
 یک قطره آب دارای یک صد میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که
 تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند ؟

آیا میدانستید که
 داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد ؟

آیا میدانستید که 
قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ؟

آیا میدانستید که
 جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ؟

آیا میدانستید که
 خورشید روزی ۱۲۶۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می فرستد ؟

آیا میدانستید که 
بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
 کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می کند ؟

آیا میدانستید که
 با برداشتن تخمدانها عمر بیمار بطور متوسط ۸ سال کمتر میشود ؟

آیا میدانستید که
 اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است ؟

آیا میدانستید که
 اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید ؟

آیا میدانستید که
 سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت پرواز کند ؟

آیا میدانستید که
 ستاره دریایی فاقد مغز میباشد ؟

آیا میدانستید که
 مروارید درون سرکه ذوب میگردد ؟

آیا میدانستید که
 ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟

آیا میدانستید که
 روباه ها همه چیز را خاکستری میبینند ؟

آیا میدانستید که
 اسب ها در مقابل گاز اشک آور مصون اند ؟

آیا میدانستید که
 رودی در کامبوج است که شش ماه سال از شمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد ؟

آیا میدانستید که
 هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمتر عبور کند ؟

آیا میدانستید که
 کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است ؟

آیا میدانستید که 
در انگلیس قدیم قانون بود که شما نباید همسرتان را با چیزی ضخیمتر از شصتتان بزنید ؟

آیا میدانستید که 
در امریکا اسکناس از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده ؟

آیا میدانستید که 
والت دیسنی از موش می ترسید ؟

آیا میدانستید که
 مساحت دریاچه ارومیه قبل از بحران خشکسالی اخیر ۶ هزار کیلومتر مربع و عمیق ترین جای آن ۱۴ متر بوده است ؟

آیا میدانستید که
 تقریباً یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد ؟

آیا میدانستید که
 با یک مداد می توان خطی به طول ۵۶ کیلومتر کشید ؟

آیا میدانستید که
 عقرب ها تنها موجوداتی هستند که اشعه رادیو اکتیو تاثیری بر آنها ندارند ؟

آیا میدانستید که
 یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه هزار بار بال میزند ؟

آیا میدانستید که
 وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنید، جواب

 12345678987654321 خواهد شد ؟ (از شگفتی های ریاضی)




طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: ایا می دانید،
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
علی مطهری در نامه​ای به وزارت کشور نسبت به رد صلاحیتش اعتراض کرد و عدم التزامش به اسلام، قانون اساسی و ولایت فقیه را رد کرد.

به گزارش خبرآنلاین، متن کامل نامه علی مطهری به وزارت کشور به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هیئت اجرایی مركز حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلام شهر

با اهداء سلام، عطف به نامه شماره 395/1/909 مورخ 19/10/90 آن هیئت، مستندات رد صلاحیت اینجانب یعنی بند 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی به چهار جزء تحلیل می شود كه ذیلا همراه پاسخ هر یك ذكر می گردد:

  1. عدم اعتقاد به اسلام. این دلیل وارد نیست زیرا: اشهد ان لا اله الّا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله.
  2. عدم التزام عملی به اسلام. این هم وارد نیست زیرا اینجانب در حد توان خود از ترك واجبات و ارتكاب محرمات اجتناب دارم.
  3. عدم وفاداری به قانون اساسی. این دلیل نیز وارد نیست مگر این كه مقصود برخی اصول قانون اساسی باشد كه كلا در كشور فراموش شده و وفاداری به آن وجود ندارد، مانند برخی اصول فصل سوم قانون اساسی كه مشتمل بر حقوق ملت است.
  4. عدم وفاداری به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه. این هم وارد نیست. البته اینجانب برداشت امثال جبهه پایداری از ولایت فقیه را قبول ندارم. ولایت فقیه را همان طور كه شهید آیت الله مطهری گفته اند ولایت مكتب و ایدئولوژی می دانم نه ولایت شخص، و به تعبیر آیت الله جوادی آملی ولایت فقه است و به تعبیر رهبر انقلاب «مرز التزام به ولایت فقیه احكام حكومتی است» یعنی در احكام حكومتی باید اطاعت محض باشد اما در سایر امور هر كس آزاد است كه نظر خود را ابراز كند هر چند مخالف نظر رهبری باشد. در احكام حكومتی هم تا قبل از صدور حكم، هر كس مجاز است كه نظر رهبری را تغییر دهد، آنچنان كه شهید آیت الله مطهری در چند مورد امام خمینی (ره) را نسبت به نظر خود متقاعد كردند و امام(ره) نیز نه تنها ناراحت نمی شدند بلكه ایشان را حاصل عمر و پاره تن خویش نامیدند.

علاوه بر این، ولی فقیه، انتقادپذیر و در مقابل مردم پاسخگوست همچنان كه مقام رهبری بارها به انتقادات با روی باز پاسخ داده اند و از هرگونه بت سازی و تملق و چاپلوسی بیزارند، و در تاریخ 17 مهر 86 نیز فرمودند:« البته نباید با مسئولان مبارزه و دشمنی كرد، اما این حرف به معنای انتقاد نكردن و مطالبه نكردن از مسئولان متخلف از جمله رهبری نیست، چرا كه می توان در عین صفا و دوستی انتقاد هم كرد.»

بالاتر این كه امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود « از من در خفا و علن انتقاد كنید» و خود به انتقاد و حتی توهین منتقدین و معترضین با روی گشاده پاسخ می دادند.

بنابراین اینجانب به ولایت مطلقه فقیه با برداشت درست از آن وفادارم و بخشی از مشكلات كشور را ناشی از برداشت غلط برخی دوستان نادان انقلاب از این اصل مترقی می دانم. 

البته وفاداری و التزام عملی اینجانب به اصل ولایت فقیه به آن شدت نیست كه یازده روز در مقابل حكم ابقای وزیر اطلاعات مقاومت و خانه نشینی كنم و یا بر تعبیر «بیداری انسانی» در مقابل «بیداری اسلامی» درباره نهضتهای اجتماعی منطقه اصرار بورزم.

به هر حال این روش هیئت اجرایی كه ظاهرا برخی اعضای آن به جای آنكه معتمدان مردم باشند معتمدان دولت هستند یادآور نوع برخورد كلیسای كاتولیك در قرون وسطی با مردم است كه منجر به رویگردانی مردم اروپا از دین و ایمان شد و این رویگردانی همچنان ادامه دارد.

با تقدیم احترام

علی مطهری

22/10/90



طبقه بندی: خبر،
برچسب ها: علی مطهری،
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 04:30 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]


جناب ابوالفضل العباس وقتى برادران خود را به میدان فرستاد و به شهادت رسیدند و امـام عـلیه السلام دیگـر یار و یاورى نداشت بخدمت برادر آمد و اجازه میدان خواست ، امام عـلیه السلام فرمود: انت حامل لوائى . (( تو پرچمدار منى ))
اگر کشته شوى دشمن بر من چیره مى شود.
حضرت ابى الفضل عرض کرد: برادر سینه ام تنگ شده و از زندگى سیر گشته ام .
امـام حسین فـرمـود: حال که عـزم رفـتـن به مـیدان کارزار دارى قـدرى آب براى این اطفال که از شدت عطش فریادشان بلند است بیاور.
سقـاى کربلا مـشک آب بدوش افـکند و سوار بر اسب شد و در مقابل لشکر دشمن ایستاد و پس از نصیحت مردم ، به ابن سعد خطاب کرد و فرمود:
پـسر سعـد! این حسین و پـسر دخـتـر رسول خـدا است که شمـا همـه یاران و اهل بیت او را کشتـید، زنان و فرزندانشان تشنه اند آنها را آب بدهید که دلهاى آنان از تـشنگى مى سوزد و مى گوید: مرا رها سازید تا به روم یا هند بروم و عراق و حجاز را به شما واگذارم .
همـه سپـاه در سکوت فرو رفتند، شمر ملعون صدا زد: پسر ابو تراب اگر همه دنیا را آب بگـیرد و در اخـتـیار مـا باشد یک قـطره به شما نمى دهیم مگر آنکه بیعت یزید را بپـذیرید. قـمـر بنى هاشم از آنان ماءیوس شد و به نزد برادر برگشت و طغیان و سرکشى دشمـن را به عـرض امـام رسانید ولى در همـین حال صداى العـطش العـطش ، المـاء المـاء کودکان بلند شد،  حضرت ابى الفضل نگاهى به چهره کودکان افکند مشاهده کرد لبها از کثرت تشنگى خشک و چهره ها تـغـییر کرده آب بدنشان تـمـام شده و مـشرف به مـرگـند لذا بدون تاءمل شتابان بسوى شریعه برگشت و چون برابر نگهبانان شریعه فرات رسید به آنان حمله کرد و آنها را از شریعه دور گردانید و وارد شریعه فرات شد و مشک را پر آب کرد سپس کفى از آب برگرفت و خواست بنوشد که بیاد تشنگى برادر افتاد:و اعترف مـن المـاء غـرفـه ثـمّ ذکر عـطش الحسین عـلیه السلام فـرمـى بها و قال :یا نفس من بعد الحسین هونى و بعده لا کنت ان تکونى هذا الحسین وارد المنونى و تشربین بارد المعین .
(( عباس زندگى بعد از حسین خوارى است مبادا بعد از او زنده بمانى . حسین از تشنگى نزدیک به مرگ است و تو آب گوارا مى آشامى . ))
آب را بر روى آب ریخـت و از شریعه خارج شد، نگهبانان و موکلین شریعه اطرافش را گرفتند و قمر بنى هاشم در حالیکه به آنها حمله مى کرد این رجز را مى خواند:
لا ارهب الموت اذا الموت زقا حتى اوارى فى المصالیت لقى نفسى لسبط المصطفى الطهر وقا انّى انا العباس اغدو بالسّقا و لا اخاف الشّرّ یوم الملتقى
(( وقتى کبوتر مرگ بالاى سرم پرواز کند از مرگ نمى هراسم تا شمشیرهاى کشیده مرا در بر گیرند. زیرا جانم را فداى سبط پیامبر برگزیده پاکیزه مى کنم ، من عباسم که لقب سقا به من داده شده است و از سختى جنگ ترس و واهمه اى ندارم . ))
در این هنگـام که دشمـن از برابر ابى الفـضل العـباس مـى گـریخـت و تـاب تحمل ضرب شصت او را نداشت ، زید بن ورقاء حنفى که در پشت درخت کمین کرده بود دست راست قـمر بنى هاشم را قطع نمود و آن جناب پرچم و شمشیر را بدست چپ گرفت و چنین رجز خوانى نمود:
و الله ان قطعتم یمینى  انى احامى ابدا (( دائما )) عن دینى و عن امام صادق الیقین نجل النبى الطاهر الامین
(( بخدا سوگند اگر چه دست راستم را قطع نمودید من پیوسته از دینم حمایت مى کنم و همـچـنین از امـام راستـین که بحق و یقـین فرزند پیامبر پاکیزه و امین است حمایت خواهم کرد. ))
آنگاه حکیم بن طفیل سنبسى از کمین بر آمد و دست چپ عباس علیه السلام را قطع کرد قـمر بنى هاشم پرچم را به سینه چسبانید  و این رجز را مى خواند:
یا نفس لا تخشى من الکفار    و اءبشرى برحمه الجبار   مع النبى السید المختار  قد قطعوا ببغیهم یسارى  فاصلهم یا ربّ حرّ النّار
(( عباس از کفار بیم و هراسى نداشته باش که ترا به رحمت پروردگار جبار و همنشینى با پـیامبر بزرگ و برگزیده بشارت باد، خدایا اینان به ستم دستم را قطع نمودند پس حرارت آتش را به آنها بچشان . ))
در بعضى از مقاتل آمده که ابى الفضل بعد از آنکه دستهایش قطع شد مشک را به دندان گـرفت و به مرکب فشار مى آورد که سریع حرکت کند و تمام همش این بود که آب را به لب تـشنگـان حرم برسان که ناگاه تیرى بر مشک آب اصابت کرد و آب بر روى زمین ریخت در این موقع که ابى الفضل ناامید شد متحیر در وسط میدان ایستاده بود که مردى از قـبیله تمیم از فرزندان ابان بن دارم با عمود آهنین به فرق مبارکش نواخت که از اسب به زمین افتاد.
و نادى باعلى صوته : ادرکنى یا اخى .


(( با صداى بلند فریاد زد: برادر مرا دریاب . ))


امـام عـلیه السلام خـود را به نعـش برادر رسانید و او را دست بریده و چهره مجروح و شکسته و چشمان تیر خورده یافت .
(( امـام با کمـر خمیده کنار نعش برادر ایستاد و چون قدرت ایستادن نداشت در کنارش بر زمـین نشست و شروع کرد به گـریه کردن تـا ابى الفـضل جان به جان آفرین تسلیم کرد آنگاه فرمودند: (( الان کمرم شکست و چاره ام از هم گـسست . ))
حسین که نمـى تـوانست بدن حضرت ابى الفـضل را به خـیمـه گـاه ببرد با حالتى افسرده و چشمانى اشکبار بسوى خیمه ها برگشت ، سکینه به استقبال پدر آمد، پرسید: این عمّى ؟

عمویم چرا نیامد؟

فرمود: شهید گردید.
زینب سلام الله عـلیها که این خبر را شنید غمهاى دنیا بر او هجوم آورد و دستها را بر سینه نهاد و فریاد مى کشید،واخاه ، وا عبّاساه وا ضیعتنا بعدک .

 

(( برادر عباس پس از تو ما دیگر احترامى نداریم . ))




طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: سقا،
[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]
 آپلود سنتر


طبقه بندی: تصاویر دیدنی،
برچسب ها: شیر خوردن،
[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ حنظله غفوری ]

22513816718394237231246402196673150113219225.jpg


کلینى به سند معتبر از حضرت جعفر بن محمدالصادق صلوات‏الله علیه روایت کرده است که:

پادشاهى در میان بنى‏اسرائیل بود، و آن پادشاه قاضیى داشت، و آن قاضى برادرى داشت که به صدق و صلاح موسوم بود. و آن برادر، زن صالحه‏اى داشت که از اولاد پیغمبران بود.

و پادشاه شخصى را مى‏خواست که به کارى بفرستد. به قاضى گفت که: مرد قابل اعتمادی را طلب کن که به آن کار بفرستم. قاضى گفت که: کسى معتمدتر از برادر خود گمان ندارم.

پس برادر خود را طلبید و تکلیف آن امر به او نمود. او ابا کرد و گفت: من زن خود را تنها نمى‏توانم گذاشت. قاضى بسیار تلاش و اصرار کرد. ناچار پذیرفت و گفت:

اى برادر! من به هیچ چیز تعلق خاطر ندارم مگر همسرم، و خاطر من بسیار به او متعلق است. پس تو به جای من مواظب او باش و به امور او برس، و کارهاى او را بساز تا من برگردم. قاضى قبول کرد و برادرش بیرون رفت. و آن زن از رفتن شوهر راضى نبود.

پس قاضى به مقتضاى وصیت برادر، مکرر به نزد آن زن مى‏آمد و از حوایج آن سؤال مى‏نمود و به کارهاى او اقدام مى‏نمود. و محبت آن زن بر او غالب شد و او را تکلیف زنا کرد. آن زن امتناع و ابا کرد. قاضى سوگند خورد که: اگر قبول نمى‏کنى من به پادشاه مى‏گویم که این زن زنا کرده است. گفت: آنچه مى‏خواهى بکن؛ من این کار را قبول نخواهم کرد.

قاضى به نزد پادشاه رفت و گفت: زن برادرم زنا کرده است و نزد من ثابت شده است. پادشاه گفت که: او را سنگسار کن. پس آمد به نزد زن، و گفت: پادشاه مرا امر کرده است که تو را سنگسار کنم. اگر قبول مى‏کنى مى‏گذرانم، و الا تو را سنگسار مى‏کنم. گفت: من اجابت تو نمى‏کنم؛ آنچه خواهى بکن.

قاضى مردم را خبر کرد و آن زن را به صحرا برد و او را سنگسار کرد. تا وقتى که گمان کرد که او مرده است بازگشت. و در آن زن رمقى باقى مانده بود.

چون شب شد حرکت کرد و از گود بیرون آمد و بر روى خود راه مى‏رفت و خود را مى‏کشید تا به دیرى رسید که در آنجا راهبی مى‏بود. بر در آن دیر خوابید تا صبح شد. و چون راهب در را گشود آن زن را دید و از قصه او سؤال نمود. زن قصه خود را بازگفت.

دیرانى بر او رحم کرد و او را به دیر خود برد. و آن دیرانى پسر خردى داشت و غیر آن فرزند نداشت، و مالى زیاد داشت. پس دیرانى آن زن را مداوا کرد تا جراحت هاى او التیام یافت و فرزند خود را به او داد که تربیت کند. و آن دیرانى غلامى داشت که او را خدمت مى‏کرد. آن غلام عاشق آن زن شد و به او گفت: اگر به معاشرت من راضى نمى‏شوى جهد در کشتن تو مى‏کنم. گفت: آنچه خواهى بکن. این امر ممکن نیست که از من صادر شود.

گاه خداوند بندگانش را به سخت ترین آزمونها می آزماید و خوشا به حال کسی که

صبر پیشه میکند و خشم خدا را به رضایت مردم نمیفروشد.

پس آن غلام آمد و فرزند راهب را کشت و به نزد راهب آمد و گفت: این زن زناکار را آوردى و فرزند خود را به او دادى، الحال فرزند تو را کشته است. دیرانى به نزد زن آمد و گفت: چرا چنین کردى؟ مى‏دانى که من به تو چه نیکی ها کردم؟ زن قصه خود را بازگفت. دیرانى گفت که: دیگر نفس من راضى نمى‏شود که تو در این دیر باشى. بیرون رو. و بیست درهم براى خرجى به او داد و در شب او را از دیر بیرون کرد و گفت: این زر را توشه کن، و خدا کارساز توست.

آن زن در آن شب راه رفت تا صبح به دهى رسید. دید مردى را بر دار کشیده‏اند و هنوز زنده است. از سبب آن حال سؤال نمود، گفتند که: بیست درهم قرض دارد و نزد ما قاعده چنان است که هر که بیست درهم قرض دارد او را بر دار مى‏کشند و تا ادا نکند او را فرو نمى‏آرند. پس زن آن بیست درهم را داد و آن مرد را خلاص کرد. آن مرد گفت که: اى زن هیچ کس بر من مثل تو حق نعمت ندارد. مرا از مردن نجات دادى. هر جا که مى‏روى در خدمت تو مى‏آیم.

پس همراه بیامدند تا به کنار دریا رسیدند. در کنار دریا کشتی ها بود و جمعى بودند که مى‏خواستند بر آن کشتی ها سوار شوند. مرد به آن زن گفت که: تو در اینجا توقف نما تا من بروم و براى اهل این کشتی ها به مزد کار کنم و طعامى بگیرم و به نزد تو آورم. پس آن مرد به نزد اهل آن کشتی ها آمد و گفت: در این کشتى شما چه متاع هست؟ گفتند: انواع متاع ها و جواهر. و این کشتى دیگر خالى است که ما خود سوار مى‏شویم. گفت: قیمت این متاع هاى شما چند مى‏شود؟ گفتند: بسیار مى‏شود؛ حسابش را نمى‏دانیم. گفت: من یک چیزى دارم که بهتر است از مجموع آنچه در کشتى شماست. گفتند:
نماز

چه چیز است؟ گفت: کنیزکى دارم که هرگز به آن حسن و جمال ندیده‏اید. گفتند: به ما بفروش. گفت: مى‏فروشم به شرط آن که یکى از شما برود و او را ببیند و براى شما خبر بیاورد و شما آن را بخرید که آن کنیز نداند. و زر به من بدهید تا من بروم. آخر او را تصرف کنید. ایشان قبول کردند و کسى فرستاند و خبر آورد که چنین کنیزى هرگز ندیده‏ام.

پس آن زن را به ده‏هزار درهم به ایشان فروخت و زر گرفت. و چون او برفت و ناپیدا شد، ایشان به نزد آن زن آمدند و گفتند که: برخیز و بیا به کشتى. گفت: چرا؟ گفتند: تو را از آقاى تو خریدیم. گفت: آن آقاى من نبود. گفتند: اگر نمى‏آیى، تو را به زور مى‏بریم.آن زن را بر روى کشتى متاع سوار کردند و خود همه در کشتى دیگر در آمدند و کشتی ها را روان کردند.

چون به میان دریا رسیدند خدا بادى فرستاد و کشتى ایشان با آن جماعت همه غرق شدند و کشتى زن با متاع ها نجات یافت و باد او را به جزیره‏اى برد. از کشتى فرود آمد و کشتى را بست و بر گرد آن جزیره برآمد، دید مکان خوشى است و آبها و درختان میوه‏دار دارد. با خود گفت که: در این جزیره مى‏باشم و از این آب و میوه‏ ها مى‏خورم و عبادت الهى مى‏کنم تا مرگ در رسد.
هر گاه بنده ای با جدیت میخواهد به سمت کمال برود شیطان و نیروهایش بسیج میشوند اگر نتواند شخص مورد نظر را بفریبد اطرافیان او را میفریبد تا او را ابه گناه بیندازند.

پس خدا وحى فرمود به پیغمبرى از پیغمبران بنى‏اسرائیل که در آن زمان بود که: برو به نزد آن پادشاه و بگو که در فلان جزیره بنده‏اى از بندگان من هست. باید که تو و اهل مملکت تو همه به نزد او بروید و به گناهان خود نزد او اقرار کنید و از او سؤال کنید که از گناهان شما در گذرد تا من گناهان شما را بیامرزم. چون پیغمبر آن پیغام را به آن پادشاه رسانید پادشاه با اهل مملکتش همه به سوى آن جزیره رفتند و در آنجا همان زن را دیدند.

پس پادشاه به نزد او رفت و گفت: این قاضى به نزد من آمد و گفت: زن برادرم زنا کرده است و من حکم کرده‏ام که او را سنگسار کنند، و گواهى نزد من گواهى نداده بود.

مى‏ترسم که به سبب آن، حرامى کرده باشم. مى‏خواهم که براى من استغفار نمایى. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین.

پس شوهرش آمد و او را نمى‏شناخت و گفت: من زنى داشتم در نهایت فضل و صلاح. و از شهر بیرون رفتم، و او راضى نبود به رفتن من. و سفارش او را به برادر خود کردم. چون برگشتم و از احوال او سؤال کردم برادرم گفت که: او زنا کرد و او را سنگسار کردیم. و مى‏ترسم که در حق آن زن تقصیر کرده باشم. از خدا بطلب که مرا بیامرزد. زن گفت که: خدا تو را بیامرزد. بنشین. و او را در پهلوى پادشاه نشاند.

پس قاضى پیش آمد و گفت که: برادرم زنى داشت و عاشق او شدم و او را تکلیف به زنا کردم. قبول نکرد. نزد پادشاه او را متهم به زنا ساختم و به دروغ او را سنگسار کردم. از براى من استغفار کن. زن گفت: خدا تو را بیامرزد.

پس رو به شوهرش کرد که: بشنو. پس راهب آمد و قصه خود را نقل کرد و گفت: در شب آن زن را بیرون کردم و مى‏ترسم که درنده‏اى او را دریده باشد و کشته شده باشد به تقصیر من. گفت: خدا تو را بیامرزد. بنشین.پس غلام آمد و قصه خود را نقل کرد. زن به راهب گفت که: بشنو. پس گفت: خدا تو را بیامرزد.پس آن مرد دار کشیده آمد و قصه خود را نقل کرد. زن گفت که: خدا تو را نیامرزد. چون او بى‏سبب در برابر نیکى بدى کرده بود.

پس آن زن عابده به شوهر خود رو کرد و گفت: من زن توام. و آنچه شنیدى همه قصه من بود. و مرا دیگر احتیاجى به شوهر نیست. مى‏خواهم که این کشتى پرمال را متصرف شوى و مرا در این جزیره بگذارى که عبادت خدا کنم. مى‏بینى که از دست مردان چه کشیده‏ام.

پس شوهر او را گذاشت و کشتى را با مال متصرف شد و پادشاه و اهل مملکت همگى برگشتند.





طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: زن پاکدامن،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
دعا

امام ششم حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود: روزى ابراهیم خلیل اطراف كوه بیت المقدس براى یافتن چراگاهى گردش مى كرد تا گوسفندان خود را به آن ناحیه برد. در این هنگام صدائى به گوشش رسید نگاه كرد مرد بلند قامتى را مشاهده كرد كه مشغول نماز است. سوال نمود بنده خدا نماز براى كه مى خوانى ؟ جواب داد براى پروردگار آسمان . پرسید از بستگان و خویشاوندان تو كسى باقیمانده؟ پاسخ داد نه . ابراهیم (علیه السلام ) گفت از چه محل غذا تهیه مى كنى . اشاره به درختى نموده گفت میوه این درخت را مى چینم و براى زمستانم ذخیره مى نمایم . از منزلش سوال كرد كوهى را نشان داده گفت در آنجا است. پرسید ممكن است مرا به منزل خود برى و یك شب مهمان تو باشم. پیرمرد گفت در جلو  راه منزلم آبى است كه عبور از آن مشكل است .

سوال كرد خودت چگونه مى گذرى پاسخ داد من از روى آب مى گذرم . گفت دست مرا هم بگیر شاید خداوند به من نیز قدرت دهد تا از آب بگذرم. پیرمرد دست ابراهیم خلیل (علیه السلام ) را گرفته هر دو از آب گذشتند وقتى به منزل رسیدند. حضرت ابراهیم پرسید كدام روز بزرگترین روزها است . گفت روز قیامت كه خداوند پاداش اعمال مردم را در آنروز مى دهد.

گفت خوب است با هم دعا كنیم كه از شر آن روز، خداوند ما را ایمن دارد.1 پیر گفت دعا را چه مى خواهى به خدا قسم سه سال است دعائى كرده ام و حاجتى خواسته ام هنوز مستجاب نشده . ابراهیم فرمود مى خواهى بگویم چرا اجابت دعایت به تأخیر افتاده. زیرا خداوند وقتى بنده اى را دوست داشته باشد اجابت دعایش را به تأخیر مى اندازد تا مناجات كند و طلب نماید چون راز و نیایش او را دوست دارد، اما بنده اى كه خدا بر او خشمگین است اگر چیزى درخواست كند، در برآوردن حاجت او تعجیل مى كند یا قلبش را از آن خواسته منصرف نموده مأیوسش مى كند تا دیگر درخواست ننماید آنگاه پرسید حاجت تو چه بوده ؟

پیرمرد گفت سه سال پیش گله گوسفندى از اینجا گذشت جوانى زیبا صورت كه دو رشته موى بر دو طرف سر داشت گوسفندان را سرپرستى مى كرد. از او پرسیدم این گوسفندها متعلق به كیست ؟ گفت از ابراهیم خلیل الرحمن. آنروز درخواست كردم خدایا اگر در روى زمین خلیل و دوستى دارى به من نشان بده !

ابراهیم گفت خدا دعایت را مستجاب نموده من ابراهیم خلیلم . پیر حركت كرده او را در آغوش گرفت . حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود چون پیغمبر اكرم محمد (صلى الله علیه و آله و سلم ) مبعوث شد، دستور داد مومنین مصافحه نمایند.2

 



1- در روایت روضه كافى ص 392 چاپ آخوندى حضرت باقر (علیه السلام ) مى فرماید ابراهیم گفت دعا كنیم براى معصیت كاران . آن دعا هنوز براى شیعیان ما اثر دارد.

2-حسن امیدوار، آگاه شویم، ج 14




طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: ابراهیم خلیل الله،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
009255.jpg

از امام صادق(ع) حکم استمناء سؤال شد فرمود: گناهی بزرگ است که خداوند در کتاب خود از آن نهی نموده آن جا که می فرماید: و کسی که مرتکب چنین عملی گردد چنان است که با خود جماع کرده باشد و اگر من چنین کسی را بشناسم با وی غذا نخورم.با تکیه و توکل به خداوند تبارک و تعالی و استمداد و استعانت از درگاه حضرت حق اگر این موارد را رعایت کنید حتما از این بلای خانمان سوز راحت میشوید.سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد. از پوشیدن لباس‌های تنگ و چسبان اجتناب کنید.از نگاه کردن به مناظر، فیلم‌ها و تصاویر تحریک کننده جدا خودداری کنید و به محض مواجه شدن با این امور چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کنید. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی های جنسی و تحریک کننده و فکر کردن در این امور جداً پرهیز کنید.

از خوردن مواد غذایی که محرک است مانند: خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهای پر چرب، حتی المقدور اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا کنید. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخلیه نمایید. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز کنید. (به خصوص شب‌ها و قبل از خوابیدن)هیچ گاه بدن عریان خود را در آینه نگاه نکنید از دست ورزی اندام جنسی خود اجتناب کنید و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی دست ورزی نکنید مخصوصاً هنگامی که در رختخواب هستید. هرگز به رو نخوابید. به منظور تخلیه انرژی زائد بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید. هیچ گاه بیکار نباشید و برای اوقات فراغت خود برنامه داشته باشید و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت، کتاب و ... پر کنید. هرگز در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباشید.هرگاه مورد هجوم افکار جنسی واقع شدید، در مکان خلوت و دور از نظر دیگران بسر نبرید بلکه در مجالس عمومی وارد شوید و در آن جا به سر برید بهترین روش پیشنهادی در این حالت این است که به دوستانتان تلفن زده و با آنها مدتی صحبت کنید. هفته‌ای یکی دو روز روزه مستحبی بگیرید و اگر توان آن را ندارید روزه اخلاقی بگیرید؛ یعنی، میزان صرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش و تعداد دفعات غذا را کاهش دهید و به حداقل خوراک اکتفا کنید. با نامحرم رفتار متکبرانه داشته باشید و از سخنان ملایمت آمیز با آنها خودداری کرده و از نرمی و لیّنت در کلام با آنها اجتناب ورزید. هیچ گاه با نامحرم و جنس مخالف در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقی نمانید، حتی برای آموزش و... قرآن زیاد بخوانید و در باره معانی آیات آن فکر کنید. تا قبل از این که شما را خواب نگرفته به رختخواب نروید.  (سعی کنید زمانی که می‌خواهید به رختخواب بروید با خواندن کتاب یا تماشای تلویزیون افکار جنسی را از خود دور کنید.)به محض بیدار شدن رختخواب را ترک کنید.اگر قصد استحمام دارید و مورد هجوم افکار جنسی واقع هستید از استحمام خودداری کنید.زمانی انسان استمناء می‌کند که تحریک شده باشد پس بار دیگر می‌گوییم از فکرهای بد چه صحنه‌هایی که قبلاً دیده اید و چه مواردی که به اقتضاء جوانی خود دوست دارید جداً خودداری کنید. به عواقب خطرناک این عمل چه جنبه روانی و چه جسمانی آن توجه داشته باشید که امروزه همه بر آن صحه گذاشته‌اند حتی غربی‌ها نیز جوانان خود را از این عمل نهی می کنند حتی در بعض موارد این پی آمد ها قابل جبران نبوده و اثرات زیانباری در روح و جسم می گذارد. شما از عامل بسیار قوی اراده برخوردارید. ­انسان با همین قدرت اراده کارهایی انجام داده که خیلی اوقات خارج از تصور و قدرت به شمار می­رفته است و قطعاً این کار در مقایسه با آنها چندان مشکل نیست. روی شما با خداست و خدا شما را دوست می‌دارد از او که بهترین و قویترین یاری دهنده است در همه کارها خصوصاً این مورد کمک بخواهید قطعاً او به یاری شما خواهد آمد و هیچ گاه از درگاه وی نا امید نشوید و با اتکال به خداوند و اعتماد به نفس بر این خواسته هوا و هوس فائق آیید.


منابع :سوره مؤمنون آیه 7 -سوره خصال- 




طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: خود ارضائی،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
5.jpg

شبهه: اگر روابط دختر و پسر صمیمی باشد دیگر بحث شهوت در كار نیست و آنهایی كه این روابط را منع می كنند در واقع با اصل صمیمیت و تعهد مخالفت می كنند و برای كار خود دلیل معقول و شرعی ندارند.

پاسخ:

تعالیم اسلامی برای آن است كه به انسان حیات و پویایی بخشد و به او روح و بینش و جنبش دهد[1] احكام اسلامی از تعادل و توازن خاصّی برخوردار بوده و مطابق با روحیّات و نیازمندی‎های واقعی او تنظیم شده است.

حرف زدن زن و مرد و برخورد آنان در زندگی روزمرّه بدون اشكال است مانند روابطی كه استاد و دانشجوی در راستای كسب علوم دارند و یا كارمندان ادارات با یكدیگر برخورد می‎نماید؛ اسلام می‎گوید نه حبس و نه ركود و نه اختلاط و روابط آزاد، همواره در برخوردها باید «اصل حریم»‌ را حفظ نمود كه این نوع رعایت از سنّت جاری مسلمین در زمان رسول اكرم (ص)[2] بوده است.

اسلام می‎خواهد جامعه عاری از هرگونه نگاه و رفتار هوس‎آلود و سرشار از كار و فعالیت و تحصیل و پیشرفت باشد و دختر و پسر فارغ از دغدغه‎های شهوانی به كارهای مورد نظر برسند با ذكر این مقدمه به بررسی «توصیه صمیمی شدن دختر و پسر» از منظر دین و اعتقادات می‎پردازیم.

نیروی غریزه:

در آغاز باید توجه داشت كه قدرت غرایز و كشش نیروهای درونی انسان، یكسان و مساوی نیست انگیزه بعضی از تمایلات بسیار قوی و نیرومند است؛ در جوانی غرایز جنسی و احساسات و شیفتگی به جذابیت‎های ظاهری، در حدّ زیادی خودنمایی كرده، حاكم بر دوستی‎ها و تصیم‎گیری‎های جوانان است. «موریس دبس» گوید:

«دیر یا زود غریزه جنسی مخصوصاً‌ در نزد پسران تا سرحدّ وجدان نفود كرده و تحریكات شهوانی همچون تصادم امواج به ساحل شروع به مبارزه می‎نماید، عمل این غریزه آن قدر قوی است كه در واقع، مركز تحریكات مستقیم برای تمام آرزوهای اعضای مختلف بدن می‎گردد... و در سن هفده - هجده سالگی مالك اصلی (حساسیت انسان) می‎شود و آنگاه تمام نظاهرات محبت‎آمیز انسان از غریزه جنسی سرچشمه می‎گیرد.»[3]

بدیهی است در ایام جوانی، شوق جنسی و احساسات بر روان آدمی سایه انداخته، و ناخودآگاه به رفتار و كردار آنان رنگ و لعابی دیگر می‎بخشد.

با توجه به نیاز روانی دختر و پسر پس از بلوغ و شرایط ویژه غرایز جنسی و تحریك‎پذیری جوانان باید اعتراف نمود كه گسترش و عادی‎سازی روابط بستری مناسب برای كشیده شدن جوانان به دامن پر جاذبه هواهای نفسانی و زمینه‎ساز روابط جنسی است.

محرك اصلی این گونه روابط همان نیاز طبیعی دختر و پسر به یكدیگر می‎باشد و از اینكه بستری مناسب چون ازدواج فراهم نیامده به بیراهه كشیده شده و در قالب كامجوئی‎های بُدلی خودنمایی می‎كند.

در بسیاری از برخوردها دختر و پسر هر چند به بهانه‎های گوناگون با هم آشنا می‎شوند اما اندك اندك بر اساس تسلّط طبیعی غرایز، نگاه و سخن و رفتارشان رنگ و بویی دیگر گرفته، معنای خاصی پیدا می‎كند چه بسا بعد از مدتی به یكباره متوجه می‎شوند عواطف و احساسات آنان بازیچه هوس شده است.
قرآن و حدیث چه می گویند:
به راستی در این گونه روابط رفتار «چشمها» چگونه است، مگر نه این است كه نقش اول را در روابط چشم‎ها باز می‎كنند، آیا این نگاه‎های به نامحرم پاك و به دور از شهوت است؟!

خداوند در قرآن كریم می‎فرماید:

«به مؤمنان بگو چشم‎های خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند این برای آنان پاكیزه‎تر است. خداوند از آن چه انجام می‎دهند آگاه‎تر است. و به زنان با ایمان بگو: چشم‎های خود را (از نگاه هوس‎آلود) فرو گیرند و دامان خویشتن را حفظ كنند.»

«حرمت نگاه به نامحرم، به سبب تهییج و تحریك شهوانی است كه در نگاه نهفته است این تحریك سبب فساد و ورود در محرمات است.»

و در حدیث دیگری از رسول اكرم (ص) آمده است: «هر كس چشم را از نگاه حرام و هوس‎آلود پر كند، خداوند در روز قیامت آن را از آتش پر می‎نماید؛ مگر توبه كند و از این راه (نادرست) باز گردد.»

متأسفانه امروزه با كمرنگ شدن اعتقادات دینی و باور به معاد و حساب‎رسی در دادگاه عدل الهی، دنیا و دنیا طلبی پر رنگ‎تر از همیشه در زندگی انسان جلوه‎گری می‎كند و همه مسائل با غفلت از جهان‎بینی توحیدی و تنها در سایه بهره‎وری بیشتر از لذت جسمانی مطرح شده و با توجیهات مختلف به آن پرداخته می‎شود كه اگر انسان اندكی این زنگارها را كنار زده و با خود خلوت نماید و به قضاوت نشیند. به راحتی انگیزه‎های مادی و حیوانی را كشف كرده و تحلیل مسائل برایش آسان می‎شود.

عشق و رابطه بین دختر و پسر یك عشق حقیقی است و نباید مانع این روابط شد به همین خاطر گسسته شدن این پیوندها با افسردگی، افت تحصیلی و ... همراه است.
پاسخ را در چند بخش ارائه می كنیم:

1- روابط و آرامش روانی:

روابط مختلط سبب‌ آرامش روانی نگشته بلكه موجب افزایش اضطراب و التهابات روحی شده و همان طور كه خود شما اشاره نمودید عامل پیدایش افسردگی می‎شود زیرا:
با توجه به قدرت و دامنه‎ی نفوذ عاطفی زن و مرد بر یكدیگر و نقش حساس آن دو در تأمین نیاز طبیعی و غریزی در می‎یابیم كه تأثیرپذیری آن دو چنان شدید و وسیع است كه گاهی مجرای صحیح عقل و خرد را به انحراف می‎كشاند؛ به ویژه زمانی كه آتش هوس شعله‎ور گردد.
این تأثیر شگرف در زن، جلوه‎گری خاصی دارد و بر عواطف و احساس مرد بسیار نافذ است، تا بدان جا كه خواسته آنان را در جهت امیال عاطفه آمیز و احساسی سوق می‎دهد.

حال اگر این نوع رابطه رواج یابد و پای دوستی‎ها و دلدادگی‎ها به میان آید و بر سراسر رفتار و كردار و فكر و اندیشه جوانان سایه انداخته و با به وجود آمدن فراز و نشیبی در این دوستی‎های احساسی و سطحی، روند زندگی دچار اختلال می‎شود و آشفتگی فكر و دل را به دنبال دارد. در این بین رشد علمی و معنوی، خسارت زیانباری دیده و فردی كه باید در نشاط و شور جوانی برای فردای خود و جامعه ذخیره علمی بیندوزد به ركود مبتلا می‎شود و آینده علمی او به خطر می‎افتد.

ضربه‎پذیری دختران در این باره بیشتر از پسران است به قول نویسنده عرب خانم دكتر

«چه بسیار دخترانی كه به سبب شوق و دست‎یابی به نشانه‎های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی دچار می‎شوند، گمان و تصور چنین دخترانی آن است كه زندگی و آینده‎ی آن‎ها به اندازه‎ی بینی و یا خمیدگی مژه‎های آنان بستگی دارد، تا آن‎جا كه حتّی یك میلی‎متر كوتاهی طول مژه نیز می‎تواند به یك مسئله‌ جدی و بحرانی در زندگی تبدیل شود»[4]

با در نظر گرفتن این حساسیت‎ها بهتر می‎توان به ضربه‎های روانی ناشی از ناهنجاری‎ها در روابط پی برد. بدون تردید كنترل روابط، این التهاب‎ها را كاهش می‎دهد و دختر و پسر با آرامش و اطمینان خاطر بیشتری به دنبال تحصیلات و اهداف بلند زندگی خویش گام برمی‎دارند.

با توجه به مطالب فوق بهتر می‎توان به صحت و سقم این نوع دلدادگی‎ها پی برد.

2- روابط دختر و پسر و عشق حقیقی:

عشق اصیل و حقیقی، والاترین تجربه‎ای است كه یك انسان می‎تواند به آن برسد و تنها چنین عشقی است كه شكوفایی استعدادهای جسمی و روحی و عاطفی زن و مرد را ممكن می‎سازد، عشق لازمه استمرار زندگی و مایه‌ نشاط روحی و عمیق‎ترین ارتباط قلبی و محكم‎ترین تعهد انسانی است.

میان عشق و هوس فرق بسیار است بنابراین به پاس احترام عشق و عاشقی و برای پاسداری از این موهبت الهی ترویج روابط آزاد پسندیده نیست.

به اعتراف دانشمندان اروپایی، در جوامع آزاد كه جاذبه‎های ظاهری و شوق جنسی حاكم است، عشق اوّلین قربانی است[5] در این صورت عشق‎های برخاسته از نهاد درون به افسانه تبدیل شده، جز مدعیّان دروغین كسی یافت نمی‎شود؛ زیرا پسری كه هر روز با دختری می‎گردد و هر دم كه نگاه می‎كند، عده‎ای را در حال جلوه‎گری می‎بیند، تنوع طلبی در او حاكم شده و عشق و انتظار در او به خاموشی می‎گراید.

عاشق كسی است كه در راه رضای معشوق، از هر چه دارد بگذرد و چشم از همه، جز جمال محبوب ببندد عاشق نه تنها از خواب و خوراك، بلكه از غریزه‎ی جنسی و خواسته‎های قلبی خویش نیز غافل می‎شود و جزء یاد معشوق به كسی نمی‎اندیشد؛

«موریس مترلینگ» می‎گوید: «عشق در تمامی موجودات وجود دارد، ولی درك آن تابع شرایطی است كه تا آن شرایط جور نشود امكان آن وجود ندارد... بعضی آن را منحرف می‎كنند و ندانسته به صورت تمتع از لذّات» مصرف می‎نمایند و هیچ از حقیقت آن برخوردار نمی‎شوند»[6]

«كارن هورنای» درباره رابطه میان عشق و محبت و تمایلات جنسی می‎گوید:

«ارتباط بین محبّت و تمایلات جنسی را ملاحظه می‎كنیم؛ مثلاً بسیاری از تمایلات و كشش‎های جنسی، اوّلش با مهربانی و دوستی صاف و ساده شروع می‎شود؛ گاهی هم شخص ممكن است دارای تمایلات جنسی باشد، ولی خودش آن را با تمایل به مهروندی اشتباه كند. چنان كه كشش‎های جنسی هم ممكن است انگیزه‎ی احساسات محبت‎آمیز باشد».[7]

كارن هورنای در بیان فرق میان محبت واقعی و ابزار علاقه‎ای كه ناشی از احتیاج به جلب محبّت و برای كمبودهای روحی و نیاز جسمی و جنسی است می‎گوید:

«فرق بین عشق، و نیاز به جلب محبّت، آن است كه در عشق، احساس دوستی و محبّت بر همه چیز مقدم است؛ در حالی كه در نیاز عصبی به جلب محبّت، همواره نیاز به رفع تشویش درونی مقدم است بسیاری از این نوع روابط بین انسان‎ها گرچه اساسش سود جویانه است، مع ذلك ماسك عشق و دلبستگی به چهره می‎زنند... به همین جهت یكی از مشخصات عشق حقیقی، پایدار بودن احساس محبّت است».[8]

بنابراین عشق جنسی و هوس پرستی كه به قول «ویل دورانت»[9] آغاز آن با ترشّح غدد جنسی و پایان آن ارضای شهوت زودگذر جسمانی است، هرگز نمی‎تواند تعّهد آور بوده و مایه‎ی پایداری روابط انسانی به ویژه زندگی زناشویی باشد.

دانشجوی گرامی، بدیهی است شناخت عشق حقیقی برای آن است كه سنگ بنای زندگی شده تا بتوان به آن تداوم بخشید، حال بسی روشن است كه دوستی‎های زمان جوانی از آنجا كه در آن جذابیت‎های ظاهری نقش پر رنگی دارد و افراد در آن مقطع در هاله‎ای از احساسات و عواطف غوطه‎ورند و در پی فردی هستند كه با ساخته‎های ذهنی‎شان مطابق باشد، در اركان شناخت ناتمام است و كوری حاصل از عشق و محبّت بر آن حكومت می‎نماید، و در مقابل، حالت‎های كام بخشانه بسیار قوی است.

لذا شناخت لازم را ایجاد نكرده و به آسانی نمی‎توان بدان‎ها اعتماد نمود و آن را حقیقی پنداشت و آن را مبنای تفاهم و یكدلی انگاشت زیرا طرفین را از الزام‎های درونی نسبت به محبّت خانواده، فرزند، احساس مسئولیت و مقدار ظرفیت‎های روانی و عاطفی یكدیگر با خبر نمی‎سازد چه بسیار عشق‎های به ظاهر سوزانی كه با اندك اختلاف به سردی می‎گرایید و به نفرت تبدیل می‎شود و این خود شاهدی بر سطحی و احساسی بودن این نوع روابط است.

3- با عشق مجازی چه باید كرد؟

«در پاسخ به پرسش قبلی بیان شد كه بیشتر عشق‎های خیابانی از ماهیت حقیقی عشق و محبّت دور بوده و غرایز نقش اساسی را در آنها به عهده دارند در حالی كه در عشق حقیقی همسانی ذاتی عاشق و معشوق در فكر و اندیشه و سلایق وجود دارد و عاشق،‌ خواهان معشوق است اما نه به خاطر منافع خود...

متأسفانه امروزه به همه جاذبه‎های جنسی و كشش‎های غریزی نام عشق نهاده و این واژه مقدس را به بازی گرفته‎اند، در بسیاری از این عشق‎ها (!) از تعهّد خبری نیست، و این اظهار دوستی‎ها معمولاً در زمان بلوغ كه هنگام بیدار شدن جسم است، بیش‎تر اتفاق می‎افتد، و در پسرها، این سبك‎های شورانگیز و یا بازی گوشانه كه تعهد كمتری در آنها دیده می‎شود، بیشتر است زیرا آنها بیش‎تر جذب جذابیت‎های ظاهری می‎شوند و وقتی جذابیت‎ها كم رنگ‎تر شوند، با مشكل مواجه می‎شوند.[10]

در نتیجه در مواجهه با عشق مجازی باید با دقت تمام به آثار و نتایج آن اندیشید، و خوب آن را شناخت و به این باور رسید این عشق‎هایی كه برپایه جذابیت‎های ظاهری و غریزه جنسی است نمی‎تواند سنگ بنای زندگی شود، و نمی‎توان به تداوم آن مطمئن بود، در این میان آنچه مهم و ضروری است، تبیین راه‎های شناخت صحیح از طرف مقابل برای رسیدن به تفاهم و همسانی هر چه بیشتر و بررسی تعهّد و عوامل مؤثر در تداوم آن است.
بدون تردید، آنچه بعد از همسانی‎های لازم می‎تواند در مقابل وسوسه‎های هوس انگیز، تعهّد عمیق ایجاد كند، ایمان و صداقت و معنویات است كه در غالب اوقات مورد غفلت قرار می‎گیرد.

دوام علاقه و دوستی میان اشخاص، به معرفت و صداقت و دوری از منافع فردی و گذشت و رها نمودن كبر و غرور باز می‎گردد؛ دختر و پسر باید در رویاروئی با هر احساس و علاقه‎ای و با غلیان هر شور و وجدی، خود را نباخته و خویشتن‎داری پیشه سازند و با دقت و وسواس زیادی به بازشناسی این به ظاهر «عشق» بپردازند و به علائم و نشانه‎های گفته شده و به عواملی كه موجب تداوم آن است خوب فكر كنند كه آیا در این علاقه زمینه‎های تعهّد و تداوم آن وجود دارد یا خیر؟

اگر جوانی گرفتار عشق ظاهری شد باید با صبر و متانت به عواقب آن اندیشیده و به این باور برسد كه از مسیر خطا هر چه زودتر برگردد، بهتر از زمان دیگر است، در پایان لازم به ذكر است حتی در صورت تفاهم همه جانبه و وجود علاقه كه طرفین قصد ازدواج داشته باشند باید ضوابط شرعی را پیموده و از دوستی‎های مداوم و نامه‎نگاری‎های احساسی پرهیز كنند و با هماهنگی با خانواده به این دوستی رسمیت بخشند و با انجام عقد شرعی به آن مشروعیت داده و در كمال صحت و سلامت فردی و اجتماعی از لذایذ زندگی بهره‎مند گردند.


[1] . مطهری، مرتضی، حق و باطل، چاپ چهارم، انتشارات صدرا، قم 1364 ص 135.
[2] . همو، مسئله‎ی حجاب، چاپ 42، انتشارات صدرا - قم 1374، ص 241.
[3] . موریس دبس، چه می‎دانم، بلوغ ص46، ر به ك گفتار فلسفی، جوان (محمد تقی فلسفی، چاپ 5)، نشر معارف تهران 1344 ص307.
[4] . چهره عریان زن ص168، ر،ك (مقدمه‎ای بر روانشناسی زن) هاشمی ركاوندی، سید مجتبی، چاپ اول نشر شفق قم 1370 ص110.
[5] . مطهری، مرتضی، مسئله‎ی حجاب، چاپ 42، نشر صدرا قم، 1374 ص73 و 74.
[6] . موریس مترلین، عقل و سرنوشت ج3 ترجمه موسی فرهنگ، چاپ سوم نشر فرخ تهرانی بی‎تا ص146.
[7] . كارن هورنای، عصبانی‎های عصر ما، ترجمه ابراهیم خواجه نوری، كتابفروشی امید تبریز 1347، ص191.
[8] . همان ص138 و 139.
[9] . ویل دورانت، لذات فلسفه ترجمه عباس زریاب چاپ 8 نشر دانشجوئی تهران 1373، ص214.



طبقه بندی: بخونیم تا بدونیم،
برچسب ها: ارتباط،
[ دوشنبه 5 دی 1390 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIranGroups




طبقه بندی: تصاویر دیدنی،
برچسب ها: تک درخت،
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 




طبقه بندی: تصاویر دیدنی،
برچسب ها: پائیز،
[ سه شنبه 22 آذر 1390 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ حنظله غفوری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 53 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ خودتون خوش آمدین
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه انی رایت دهرا من هجرک القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
هر چند کزمودم از وی نبود سودم من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم و الله ما راینا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

نظر فراموش نشه
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون درباره دهیارو شورای دهو بیان کنید





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

فال حافظ


بک لینک طراحی سایت